تولد دوباره(بهشت گمشده گذشته)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «یلدا شریفی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : زندان شب یلدا و یلدا.... و یلدا...

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت تولد دوباره(بهشت گمشده گذشته) دسترسی پیدا کنید

زندان شب یلدا

چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید ای عشق یزن در من کز شعله نپرهیزم صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد تا خود به کجا آخر با خاک در...

ادامه مطلب

یلدا....

راه رویام و چه زود دزدیدمن یلدام، شب ِ دور از خورشیدباز پاییز شد و باد چرخید وهوس چو گیاهی مرموز روییداو رویید و درخت از این همه دردچو نگاهم خشکیدتا دیروز قدمی بردارمن رو باز به شروعش بگذارتو زیبایی و بی پروایی ومن که از این دلتنگی بیماربا من حوصله کن در این شب ِ کورتو همیشه دل یار.. *** تو شب ِ بیدار منیهمه جا تکرار منیگرچه بی من، گر چه که دوردل ِ من، دل یار منیتو شب ِ بیدار منیهمه جا تکرار منیگرچه بی من، گر چه که دوردل ِ من، دل یار منی *** نور آرام به درخت باریدبرگ رقصان به سقوطش خندیدباز پاییز شد و باد چرخید وهوس چو گیاهی مرموز روییداو رویید و درخت از این همه دردچو نگاهم خشکیدماه پنهان ِ و راه دشوارمن در حال ِ غروبم این بارباش در خوابم و در بیدارم ومن رو در این تنهایی مگذاربا من حوصله کن در این شب ِ کورتو همیشه دل یار تو شب ِ بیدار منیهمه جا تکرار منیگرچه بی من، گر چه که دوردل ِ من، دل ...

ادامه مطلب

یلدا...

هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای هستی من و مستی تو، افسانه ای غم افزا کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟ ز هستی، نصیبم بود درد بی نهایت چنان نی، ندارم سر شکوه و شکایت چرایی غمین، اقامت گزین به درگاه می فروشان گریز از محن، چو من ساغری بزن، ساغری بنوشان! هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای دل، چه ز جانم خواهی؟، ای تن، ز چه جانم کاهی؟ ترسم که جهانی سوزد، از دل چو بر آرم آهی به دلم نه هوس، نه تمنا باشد، چه کنم که جهان همه رویا باشد! بگذر ز جهان همچون من، افشان به جهانی دامن بزمم سیه اما سازد...

ادامه مطلب