تولد دوباره(بهشت گمشده گذشته)

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «خون در مدفوع» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : خون و مرگ تدریجی یک نگاه

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت تولد دوباره(بهشت گمشده گذشته) دسترسی پیدا کنید

خون

در این شبهای سرد و نابسامان که گاهی فکر کردن هم بسی دشوار و سراسر سردرگمی و تشویش است؛ نوشتن سختیش به سختی سرودن غم نامه است. گاهی بدک نیست احساست را به یک فنجان قهوه دعوت کنی و چهار عدد گوش بسپاری به حرفش که چه بر سر آن آمده است!... از آخرین و قرار دل و اصول که به نام عقل رنگ می بازد سال هاست که میگذرد.دل هنوز هم نمیخواهد سکوتش را بشکند و بگوید چطور آرام بدون یک سخن رفت و چنان رفت که گویی هیچ گاه نیامده است. چطور قربانی پنج حرف شد. هنجار... آری این بار خیره به دل می مانم؛سرش پایین است تا شکستگی هایش باز خود را نشان ندهد؛ با شکر سال هاست که غریبه شده و حتی قهوه اش را هم تلخ می خورد. از من سال هاست که بریده و دیگر تسلیمم نمی شود.فقط گفت مرا سرافکنده کردی و مرا به چه فروختی؟!! به زندگی که خودت اعتقاد داری یکبار بیشتر فرصتش را ندار...

ادامه مطلب

مرگ تدریجی یک نگاه

انگلیسی ها ضرب المثل جالبی دارن.میگن تا درون آب هستی سر به سر تمساح نگذار.حالا از این جمله میشه هر برداشت کرد که آب کجاست و تمساح کیه.ولی توی زندگی هرفردی این تمساح نقش یک انسان واقعی را بازی میکنه.من یه پسر هفتاد و یکی هستم.بهم میگن دهه هفتادی ولی روی همون نیمکتایی نشستم که داداش67 من مینشست.همون کارتونایی را میدیدم که اون میدید.همون سریالا را میدیدم.اصلا بچگی من توی بچگی اون گره خورده بود و امکاناتی را استفاده میکردم که اون داشت.بعد یه دهه شصتی میاد و آنچنان با سوز و گداز دوره ی خودشو با دوره ی من مقایسه میکنه که انگار یک قرن با هم فاصله داشتیم.جالبه که...

ادامه مطلب