نمیدونم
از این زنــدگی ِ خالی منو ببــر به اون سالی… که تــو اسممو پرسیدی … به روزی که منـــو دیدی !! _ به پله های خاموشی که با مــن رو به رو میشی یه جور زل بزن انگاری نمیشه چشم برداری !!! _ منـو بـبر به دنیامو ! به اون دستا که میخـوام و… به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیــدونـم… _ از این اشکی که می لرزه منو ببر به اون لحظه….. به اون ترانه ی شــادی ! که تو یاد ِ من افتادی ! _ به احساسی که درگیره به حرفی که نفســگـیـره !!!! از این دنیا که بی ذوقه منو ببر به اون موقع ! به اون موقع…. _ منو ببر به دنیامو ! به اون دستا که میخوام و… به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیدونــــم… ...
ادامه مطلب