برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
میگدازد سینه من سینه ام آیینه ی من پس کجا جویم تورا
من که سرتاسر خموشم مست بی اندازه نوشم
پس کجا جویم تورا پس کجا جویم تورا
من که شیدا شدنم محو پیدا شدنم
عابری گم شده در کوی رها شدنم
من که سرتاسر خموشم بسه بی اندازه نوشم
من به خوابی که آدینه دیدم شاعری مرده در سینه دیدم
نغمه ای بر لب این شوق صدا ش
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
رستاخیز واژه ی زیباییست بخصوص اگر رنگ فیروزه ای به خود بگیرد و این رنگ است که به مفاهیم معنا میدهد.ما این رستاخیز را در این دنیا برپا میکنیم.ای انسان مغرور به پایانت سلام کن...
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذر کردم(گذشتم)....بادرود.تلاش کرده ام فضایی را ایجاد کنم که هر کسی هر حرفی دارد بزند و هیچ کس حق ندارد جلوی آزادی بیان افراد را بگیرد چون با انتقاد و منتقد است که زنده ایم(زنده باد مخالف من).من هم تمامی نظرات به جز خصوصی را تائید می کنم(خواهشا نظر خصوصی ندهید چون قابل نمایش برای جمع نیست)بدون هیچ گونه سانسوری.باشد که آزادی بیان و دموکراسی را در عمل نشان دهیم.آرمـ
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب: باختر,امروزشهریور,
نویسنده: پارسا موسوی
خوب روی آقای مصدق را سفید کردید.باز به شعبان بی مخ.
آقای قطب زاده،یزدی،سنجابی،بازرگان و دیگران آیا شاپور بختیار دلسوز میهن بود یا یک طلبه؟
درد ما روشنفکر نماهایی است که ارزش تحصیلات حوزوی را بیشتر از دانشگاه سوربون میدانند.
برچسب: گراها,
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی
برچسب:
نویسنده: پارسا موسوی